عبدالله مستوفى
280
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )
در محصول دارد هرگز خيانت و كوتاهى كه موجب ضرر و زيان خود او هم هست روانميدارد . ديگرى آزادى و استقلال فكرى است كه نفس همين ذينفعى و شركت در افراد رعيت ايجاد ، و آنها را در كار و عمل خود ماهر و زبردست و با رويه كرده و اگر روزگار هم كمك نمايد مىتوانند از تصادفات استفاده نموده ، خود را از چهارچوب رعيتى بيرون بياورند و در سلك خرده مالكين درآمده و حتى اگر باهوش و فعال باشند باينجا هم پابند ننموده خود را در عداد مالكين عمده بشمار آورند . كدخدا حسين كه خربزههاى پوست سبز كه اخيرا در تهران و نواحى متداول شده باسم او معروف است ، در اوايل امر ، جز رعيتى كه توانائى نگاه داشتن يك لنگه گاو هم نداشته است چيزى نبوده ، و در اواخر عمر ، يكى از ملاكهاى حسابى ورامين بشمار ميآمد امثال او در ارباب رعيتهاى بلوكات تهران زيادند كه از رعيتى ساده بملاكى رسيدهاند . ديگرى مساعدت مالك برعيت است كه در اين شركت خيلى قابل ملاحظه مىباشد . در ايران كيسهء مالك صندوق بانك كشاورزى رعاياى اوست كه در موارد آفتزدگى يا تصادفات خصوصى ، پشتيبان عمل و سرمايهء توكل آنهاست . مالكين هم در اين مساعدت با شريك خود ، جز همان گرفتن زير بال شريك ، و بالنتيجه برهم نخوردن نسق زراعت و اساس شركت ، طمع و توقع ديگرى ندارند . سهل است اگر بحسابهاى زراعتى مالكين مراجعه كنند ، مىبينند كه هر سال مبلغ معتنابهى از اين مساعدهها كه بدوا بعنوان قرض شريك از شريك بوده است ، بعدا بواسطهء عدم توانائى مديون عنوان « بسوز « 1 » » پيدا كرده ، و مالك براى حفظ شركت ، بنفع شريك خود از آن صرفنظر نموده است . از همه مهمتر ، اين شركت مالك و رعيت حاجت تقسيم اراضى بين خرده مالكين را كه يكى از مسائل بزرگ كشاورزى اروپا بوده ، و هنوز هم راهحل حسابى براى آن فكر نشده است از بين ميبرد . در اروپا ، بين كارگر كشاورزى و عملهء يك كارخانهء صنعتى و ساختمانى فرقى نيست . همانطور كه مهندس يك كارخانه و مهندس معمار يك ساختمان ، براى انجام اقسام كارهاى خود عمله و كارگرانى بروزمزد ميگيرند همانطور مالك يا مباشر و مستأجر او هم به قدر حاجت خود ، عملههائى بدسترس خويش دارد كه شامبشام ، يا هفتهبهفته ، يا ماهبماه ، به آنها مزد ميدهد و كارهاى كشاورزى ملك و مزرعهء خود را بوسيلهء آنها انجام مىكند . بنابراين عملهء كشاورزى حقا ديگر حقى به عين محصول نداشته ، و بايد لوازم معيشت خود را از دكانهائيكه مالك ساخته ، و دكاندارهائى در آن نشانده است خريدارى و زندگى خود را
--> ( 1 ) - اصلاح « بسوز » در دهات نبهره خيلى رايج است زيرا مالك كه براى راه انداختن زراعت ملك خود ، بىرعيت ميگردد ، نبهرگى ملك كه بسبب كمى عرضه و زيادى تقاضاى كار طبيعى خود را صورت داده و رعيتها گذشته از حقوق رعيتى زيادتر از معمول مبلغى مساعده و مبلغى هم مجانى ميخواهند اين وجه مجانى را « بسوز » ميگويند ، ولى مساعده عنوان قرض را دارد كه بايد رعيت پس بدهد .